<<نیایش>>
خدایم٬خدایم           آه ای خدایم
صدایت میزنم           بشنو صدایم

شکنجه گاه این دنیا٬جایم
به جرم زندگی این شد سزایم

آه ای خدایم            بشنو صدایم

مرا بگذار با این ماجرایم
نمی پرسم چرا این شد سزایم
 
آه ای خدایم            بشنو صدایم
گلویم مانده از فریاد و فریاد
ندارد کس ٬ غم مرگ صدا را
به بغض در نفس پیچیده٬ سوگند
به گلهای به خون غلطیده٬ سوگند
به مادر٬سوگوار جاودانه٬ سوگند
که داغ نوجوانش دیده٬ سوگند
خدایا ٬حادثه در انتظار است
به هر سو باد وحشی در گذار است
به فکر قتل عام لاله ها باش
که خواب گل به گل ٬کابوس خوار است
خدایم ای پناه لحظه هایم

صدایت می زنم         بشنو صدایم

الهی در شب قهرم بسوزان
ولی محتاج نا مردان مگردان
عطا کن دست بخشش٬همتت را
خجل از روی محتاجان مگردان
الهی کیفرم را می پذیرم
که از تو ذات خود را پس بگیرم
کمک کن که با نا حق نسازم
برای عشق و آزادی بمیرم
خدایا ای پناه لحظه هایم
صدایت می زنم با گریه هایم

صدایت می زنم       بشنو صدایم

پلاس کهنه اندیشه را دور باید انداخت
 زمان بر مغز و پوست کهنگی می تازد امروز
چه کم داریم منو تو
 از درخت و سنگ بی مغز زمین ای دوست
بنگر . بنگر
زمین هم پوست می اندازد امروز
پلاس کهنه اندیشه را دور باید انداخت
.../

سالی پر برکت و روزهای شادی را برای شما آرزومندم .../

دوست

دوستی کلید درهای بسته است
و مرحم دلهای شکسته
چه زیباست جهان اگر بینایی بیاموزیم
و چه مهربانند جهانیان
اگر دریچه دل پر از مهر را بگشاییم .../